زرشک پلوی خوشمزه مامان

باز هم امروز یادم رفت به خاطر زرشک پلوی خوشمزه ای که مامان پخته بود و یک عالمه عشق توش ریخته بود  , تشکر کنم.درست بعد از نهار , وقتی بچه ها را به مامان سپردم و با خیال راحت توی ماشین نشستم تا سر کارم بروم ،یادم آمد که از نهار تشکرنکردم.آیا یادم هست که مامان از دیروز یا شاید دو سه روز قبل به نهار امروز فکر کرده بود ؟یادم هست که بابا برای خرید رفته بود ؟آیا به این فکر کردم که مامان از دیشب مرغ ها را در مواد خوابانده بود تا خوشمزه تر باشندو امروز وقت پختن مرغ  یادش مانده بود که بچه ها مرغ آبدار دوست دارند و آنرا آبدار تر برداشته بود ؟

خیلی آیا های دیگر هم هست که الان یادم نمی آید. من به این عشق بی چون و چرا عادت کرده ام.یادم می رود که برای محبت های بی منت مامان و بابا  تشکر کنم.حتی بعضی وقت ها یادم می رود به آن هزاران هزار محبت بی چون وچرا فکر کنم...

وقتی در خانه خودم غذا می پزم ,دوست دارم بچه ها درباره مزه غذا حرف بزنند.دوست دارم از خوشمزگی اش یا جدید بودن غذا تعریف کنند .ناراحت نمی شوم اگر از غذا ایراد بگیرند چون برایم آن هم نوعی توجه محسوب میشود...

 

مامان دوستت دارم.از تمام غذاهایی که در تمام این سالها پخته ای  و در هر کدام ذره ای از عشق و جوانی ات را ریختی ,سپاسگزارم.

بابای عزیزم سپاسگزارم به خاطر تمام ... اگر بخواهم بنویسم خیلی طول می کشد.

من هم مادرم و هم فرزند...

خدایا ممنونم که به من لذت مادر شدن را هدیه دادی .فهمیدن احساس های یک مادر خوب است...

/ 0 نظر / 10 بازدید